ملا محمد مهدى بن على نقى شريف
150
زاد المسافرين ( فارسى )
انارين بكنند . آب انارين را گاهى كه يبس در طبع باشد با شير خشت و الا به تنهايى و گاهى با قند و گاهى با طباشير ميل نمايند و از مسخّنات و هرچه باعث خشكى و سودا باشد احتراز نمايند و از ميوهها خربزه و هندوانه و هلو و گلابى و آلوچهء رسيده و آلو و زرد آلو ميل نمايند . خواجه حكيم على گيلانى در شرح قانون مىگويد كه : « مرا وقتى نوبه ربعى عارض شده بود و در سفر بودم با جمعى از اصدقا كه ايشان نيز طبيب بودند و مرا به خوردن مسهل امر مىنمودند و من مناسب نمىدانستم . تا اينكه شبى ايشان مسهل ترتيب دادند و بر بالين من حاضر گردانيدند و مرا به خوردن آن امر مىنمودند و من خود را به خواب مىداشتم كه شايد دست از من بدارند تا آنكه مرا خواب ربود و در عالم رؤيا ديدم مردى محترم در لباس سفيد نشسته ، كسى به من گفت كه اين مرد قرشى است ، شارح قانون ، من پيش رفتم و آزار خود و اينكه مرا به خوردن مسهل امر كرده بودند به او گفتم و استعلاج نمودم ، متبسم شده و گفت : مسهل مخور . گفتم : پس چه كنم ؟ گفت : چرا غافلى از چيزى كه مصلح سودا است و مسكن صفرا و مزلق بلغم و قامع خون و لذيذ است و خوش منظر است و دواست و غذاست و از خواص آن مىشمرد تا آنكه سى و سه خاصيت و منفعت شمرد و هر دفعه حيرت من زياده مىگشت . گفتم : اين چه چيز است ؟ بفرماييد ! گفت : آلوى زرد خوب رسيده . من از خواب بيدار شدم و با اصحاب ، خواب را نقل كردم و مسهل نخوردم و بعد از آن دوا و غذا و آب را مقصور به خوردن همان كردم و در يك هفته دفع مرض شد . » و در اين نوع ، اجتناب از شيرينى و روغن لازم است و خوردن گوشت بسيار نازكى ، مثل بره و بزغاله و مرغ و خروس بچه و مرغ بچه نافع است و حمام در همه انواع نافع است . و اگر مادهء سودا از احتراق بلغم يا خود سودا به هم رسيده باشد ، علامتش آثار غلبه برودت است چنانچه در تب بلغمى مذكور شد ، بايد كه مداومت به